شکلات کاکائویی : باجه نفرین
رازیست آدمی که به سودای هیچ و پوچ روزی هزارمرتبه میمیرد تا زندگی کند!
امان از دل ژولیده...

توی این هفته لحظات خوبی رو باهم بودیم و همه حرفهامونو می زدیم. ولی یه دختر هیچوقت نمی تونه عادی حرف بزنه. همیشه باحالت ایده ال به تشریح مباحث مشغوله! و این مشکل اساسی بر سر راه شناخته. اما به نظر میاد تفاهم ( به معنای توانایی تحمل تفاوتها) در بین منو شهرزاد پررنگ باشه.

شهرزاد دختر آخر خانوادست. تابحال طعم سختی، درد ، بی پولی، کمبود امکانات، محدودیت و... رو نچشیده و حتی ندیده! اما میگه من فلان و بهمان. گفتن سادست، ولی آیا می تونه در موقعیتش که قرار بگیره باهاش کنار بیاد؟ وقتی خونه پدر باشیم هرچی دلمون بکشه به پدر می گیم و  دیر یا زود برامون تهیه میکنه. اما وقتی مستقل باشی نمی تونه هرچیزی رو داشته باشی. و بدست آوردن متضمن سختی دادن به خوده.

امروز سر یه مسئله ساده خیلی از شهرزاد ناراحت شدم و هردو تا صبح روز بعد دلگیر بودیم اما فردا شهرزاد برای تماشای ویلن نوازی من اومده بود سالن اجرا!!! و به کل یادم رفت ازش دلگیر بودم!!!

و یه بوس کوچولوی عاشقانه چه میکنه با دلها

[ پنجشنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۲ ] [ 12:8 ] [ ملودی ]
درباره وبلاگ

تو را برای ابد ترک می کنم ،مریم
چه حسن مطلع تلخی برای غم ،مریم

پکی عمیق به سیگار می زنم اما
تو نیستی که ببینی چه می کشم،مریم

برای آنکه تو را از تو بیشتر می خواست
چه سرنوشت بدی را زدی رقم ،مریم   
**************************

امکانات وب